
سلام میرحسین!
آمدی جانم به قربانت ولی حالا ... باز خوبه که اومدی!
میرحسین جان در زمانی که چهار سال است دوستان عدالت سرخود، مردم را رنگ می کنند (در تمام سبک های نقاشی که تصورش را بکنید) ما تو را نماینده خود می دانیم. فقط امیدواریم به رغم سابقه هنر نقاشی ات در این سال ها، به تفاوت های بنیادین سالوادور دالی و آقای احمدی نژاد توجه کافی داشته باشی!
میر حسین من از همین الان به تو توصیه می کنم کابینه احتمالی ات را اعلام کن و غلام حسین الهام را هم بگذار وزیر کار. باور کن کسی که چهار سال، شش تا شغل داشته و بیست و نه روز از سی روز ماه را به شغل و اشتغال فکر می کند مناسب ترین فرد برای مقوله اشتغال و وزارت کار است.
میرحسین جان برای وزارت جنگ هم دوست و برادر عزیز صفار هرندی را پیشنهاد می دهم، هم مقرّش روزنامه توپخانه بوده هم در هر پستی که باشد احساس خود توپخانه بینی دارد. شما او را بگذاری برای بچه لالایی بگوید، به جای جغجغه نارنجک می دهد دستش!
میرحسین عزیز، بیا و نوآوری کن، یک «وزیر زلف» انتخاب کن. هم جوان پسند است هم اینکه وزیر دست به نقدش را داریم. خوب است که می بینم باهوشی و خودت داری زیر لب می خوانی: «کلهر، کلهر، دل من شد اسیرت».
میر حسین عزیز، سابقا ما به جای نه ماه، رسما شش ماه از سال را مدرسه می رفتیم و بقه اش را تعطیل بودیم. تو چند سالی در اوایل انقلاب سر کار بودی، بیست سال رفتی تعطیلات! این گرایشات عمیق ناسیونالیستی و ادای دین تو به ایرانی بودن را تایید می کند. ضمن تشکر از این احساسات ملی گرایانه تو، درخواست می کنم این چند روز تا انتخابات را از تعطیلات بالکل و از بیخ خارج شوی، بعد که رئیس دولت شدی خود دوستان زحمت می کشند و تعطیلت می کنند، خیالت راحت!
میرحسین قشنگ من (ببخشید احساساتی شدم!) چند چیز، دیگر در جهان استفاده نمی شود که لازم دیدم خدمتت معروض بدارم: 1)خط میخی 2)کاغذ پاپیروس 3)کوپن! همین جور کلا گفتم بدانی!
میرحسین عزیز و گرانقدر، اگر به زبان خودت بخواهم بگویم باید عرض کنم «تشریف ببیرید ما مجدانه از سرکار عالی من حیث جمیع جهات حمایت می کنیم» ساده تر اینکه «برو، دارمت!». بقیه اعضاء کابینه را هم خصوصی خدمتت عرض می کنم.
تکمله: چند وقت پیش فاطمه رجبی چیزی در مورد شما نوشت و سید ابراهیم نبوی جوابش را داد که شما در این ماجرا، طرف خانم رجبی را گرفتی. با توجه به اینکه هر دوی این دوستان، همکار بنده و عمیقا طنزنویس هستند، شما معلوم کن بین طنز فاطمه رجبی و سید ابراهیم نبوی طرف کدام یکی هستی تا ما هم بدانیم به کی رای بدهیم! بگو ما طاقت شنیدنش را داریم به هر حال مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه، قدم می زنه!
راي من ميرحسين ...
خيلي جالب بود ... چي ؟ همين كه متولد ۱۶ تير سال يكهزار و سيصد و هفتاديم و نميتوانيم امسال هم راي اولي لقب بگيريم،الحق كه آدم بدجوري كنف ميشه.تمام انتخابات هايي كه بعد از انقلاب برگزار شده بود افراد ۱۵ سال تمام حق شركت كردن داشتند ولي نميدونم يكدفعه چي به سر اين نمايندگان شريف ملت يا همون مجلسي ها زد كه سن راي رو ۱۸ سال كردن.يكي نيست بگه آخه چرا ؟ مگه تو جنگ همين ۱۳ و ۱۴ ساله ها نبودن كه رفتن جنگيدن ؟ كي انقلاب كرد ؟ افراد ۷۰ ساله كه جنب و جوشي نكردند ... من فكر ميكنم اينا زماني كه جنگ بشه ميگن بيايد بريد زير تانك،ميگن ديگه بزرگ شديد بريد از ناموس و شرفتون دفاع كنيد ... يعني امثال حسين فهميده هاي۱۳ ساله برن زير تانك خودشونو تيكه تيكه كنن اما راي دادن موقوف ! متاسفانه مسئولين ما صبح كه از خواب بيدار ميشن احساس ميكنن بايد يه حركتي كرده باشن و اينطور شور و ذوق نوجوانان و جوانان برومند و فكور (!!!) ايران زمين رو كور ميكنن.
ما نا اميد هم نبوديم ... چرا ؟ چون جناب آقاي احمدي نژاد رشيد و شجاع براي دادن درس عبرت به همه گروهبان قندلي ها طرح دوفوريتي كاهش سن راي دهندگان رو به مجلس برد ولي خوشبختانه اين لايحه به طرز مفتضحانه اي مختومه اعلام شد ! شايد بپرسيد چرا ميگم خوشبختانه ... چون احمدي نژاد عزيز قصد داشت دم انتخاباتي راي دبيرستاني ها رو هم مال خودش كنه و بگه بابا من بودم ... من همانم كه رستم است نامم و از اينجور حرف ها.خلاصه ما هم چون سايه اين مجاهد راه حق رو به دليل حضور در ضلالت با تير ميزنيم خوشحاليم كه ايشون شكست خورد و نتونست بعد از سيب زميني اعلاء با ۱۵ ساله ها هم بازي بازي راه بندازه .
يك خاطره : دوسال پيش و زمان انتخابات مجلس همه چيز دست به دست هم داد تا من راي اول خودم رو در بلاد اسلامي ندم ... صبح كه با رفيقم رفتيم شاه عبدالعظيم شناسنامه رو فراموش كردم بيارم و برگشتم خونه ... هي اين دست اون دست كردم تا شب شد و برادران ممد زمان و ممد روح هم هي زرت و زورت زمان برگزاري انتخابات رو افزايش دادن ولي بازم تنبلي كردم چون فرداش امتحان فيزيك بود ... آقا برادر شنبه رو هم تعطيل اعلام كردن و ما نه فيزيك داديم نه راي !!!
حالا يه سوال : چرا بايد اينقدر بچه هاي ما برن تو نخ مي و معشوق كه بگن سواد سياسي ندارن؟ من قبول دارم كه جوان ۲۵ ساله امروز اندازه ۱۳ ساله زمان انقلاب هم تفكر سياسي و اجتماعي نداره،از جمله خود بنده.
بگذريم ... فقط اميدوارم يه تقي به توقي بخوره وضع مملكت درست بشه !

ميگن آخر دنياست،ميگن شهر فرشته هاست ...
حقيقتا از شور و اشتياق اين مردم هميشه در صحنه شگفت زده ام.من نميدونم دليل اين همه اشتياق و سر و دست شكوندن براي مهاجرت چيه ؟ متاسفانه روز به روز داره بدتر هم ميشه،اخيرا متوجه شدم بچه هايي كه ايران ديپلم ميگيرن حتي به ارمنستان و تاجيكستان و چند كشور جالب انگيز ديگه ميرن تا درس بخونن.جديدا هم كه رفتن به خارج از كشور مد شده و هر پا در هوايي خيال تورنتو و لس و آنجلس و لاس وگاس رو تو سرش داره ... واقعا كه نميدونم چي بگم !
باور كنيد رفتن به خارج از كشور براي دو سه سالي درس خوندن يا حتي سفرهاي تفريحي خيلي هم خوبه اما چرا بايد مردم متمدن و وطن دوست ما به جايي برن كه فقط انگ تروريست بودن بهشون ميزنند و بس.
خدايا آخر و عاقبت همه ما را به خير بفرما
تعداد زیادی از دوستان و بینندگان سایت ایمیل زدند و ترانه های سریال کره ای افسانه جومونگ رو از من خواستند. البته فکر میکنم دوستانی که نسخه اصلی(با زیرنویس فارسی) این سریال رو مشاهده کردند، این ترانه های زیبا رو شنیدند.
ترانه های بسیار زیبای سریال افسانه جومونگ
با اینکه این تا حالا حتي يك قسمت هم از اين سریال رو ندیدم ولی خوب میدونم که طرفداران زیادی در ایران داره. علت این مسئله داستان بسیار زیبا، تصاویر پر رنگ و با کیفیت، بازیگران حرفه ای، کارگردانی عالی و نکات پندآموز آن می باشد. در این سریال به ندرت می توان صحنه های اضافه پیدا کرد به طوری که بیننده اصلا نمی تواند از پای تلویزیون حرکت کند(برعکس سریال یوسف پیامبر ع که دارای صحنه های خسته کننده و بسیار اولیه می باشد). یکی از آشناهامون تعریف کرد که یه آقا رو میشناسه که تقریبا برای این سریال جون میده
تعریف می کرد یه دفعه موقعی که در یک متری تلویزیون با صدای بلند داشته این سریال رو میدیده پسر کوچکش یه ثانیه از جلو تلویزیون رد شده با دمپایی زده تو صورتش بعد پرتش کرده اون ور…![]()
امیدوارم مسئولان صدا و سیمای ایران علت اقبال این دست سریال ها رو درک کنند. در حالی که تاریخ پر افتخار کشورمان دارای افسانه ها و داستانهای بسیار جذاب و آموزنده میباشد و مطمئنا استقبال بسیار بالایی از ساخت سریالها و فیلم های اینچنینی خواهد شد ولی کیست که قدر آن را بداند؟
ناراحت کننده هست که کره ای ها این گونه فرهنگ ۳ هزار ساله خود را به جهانیان نشان می دهند ولی ما با وجود تاریخ ۱۰ هزار ساله ی پرافتخارمان، هنوز اندر خم یک کوچه ایم…
کلیپ زیبا از مبارزه های جومونگ در سریال افسانه جومونگ ، قشنگه ، پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید.
دانلود کلیپ کوتاهی از اهدای جوایز به سونگ ایل گوک در فستیوال فیلم و سریالهای شبکه KBS
راهنمای دانلود : بعد از دانلود ، بر روی فایل دانلود شده کلیک راست کنید و از میان منو ، گزینه Extract Here را بزنید . سپس از شما پسورد خواسته میشود ، پسورد : www.jumong.ir را وارد کنید و Ok را بزنید . بعد یک فایل به همان نامی که دانلود کرده اید ایجاد میشود که میتوانید آن را مشاهده نمایید.
توضیحی درباره افسانه جومونگ :

پادشاه دانگمیونگ (متولد ۳۷-۱۹ قبل از میلاد ) یا به طور کامل دانگمیونگ سئونگ وانگ که با اسم زمان تولدش جومونگ نیز معروف است، موسس امپراتوری گوگوریو میباشد. گوگوریو در میان سه امپراطوری کره، شمالیترین آنها محسوب میشد.
چومانگ در سال ۱۹ قبل از میلاد، در سن ۴۰ سالگی درگذشت. شاهزاده یوری که ولیعهد نیز بود، پدرش را در یک قبر هرمی شکلی دفن نمود و پس از مرگ به او نام چومو سئونگ وانگ را اهدا نمود.
قلمرو پادشاهی گوگوریوی جومونگ، سرانجام توسعه پیدا کرد و به یک قدرت بزرگ منطقهای تبدیل شد. گوگوریو به مدت ۷۰۵ سال باقی ماند و در این مدت ۲۸ پادشاه از خانواده سلطنتی گو بر آن حکمرانی کردند تا اینکه توسط نیروهای متحد تانگ-سیلا مورد هجوم قرار گرفت. امروزه فرزندان جومونگ از لقب گو در نام خانوادگی خود استفاده میکنند.
در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۶، شبکه تلویزیونی امبیسی کره جنوبی، درام تاریخی و پرطرفدار ۸۱ قسمتی افسانه جومونگ را تولید و پخش نمود. داستان فیلم پیرامون زندگی جومونگ بنیانگذار دودمان گوگوریو است که از ۳۷ پیش از میلاد تا ۶۶۸ میلادی بر منچوری و بخش شمالی شبهجزیره کره حکومت میکرد. حق پخش تلویزیونی این سریال به قیمت ۸ میلیون دلار در مارس ۲۰۰۶ به شبکههای محلی در ژاپن، تایوان، هنگ کنگ، ویتنام، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی و برونئی فروخته شد. این سریال از شبکه AZN در آمریکا و از شبکه ۳ تلویزیون در ایران نیز به نمایش درآمد.
جومونگ علاوه بر اینها از طریق اجاره دادن استفاده از نام تجاریاش به سازندگان لوازم آرایشی و حتی نوعی برنج تا مارس ۲۰۰۷ حدود ۳۰۰ میلیون وون (۳۳۰ هزار دلار) به دست آورد. ( منبع ویکی پدیا )

موزه لوور پاريس،بخش ايران(هخامنشيان)
از روز اولی که پا به خارج از ایران گذاشتم، فکر میکردم فرهنگ و تاریخ ایران همون طوری که ما در کتاب تاریخمون خوندیم ، به دنیا معرفی شده ولی بعد از ۲ ، ۳ ماه فهمیدم خوب که معرفی نشده هیچ، وارونه هم نشون داده شده…
یادمه ۲ سال پیش اولین بار که موزه لوور رفته بودم، از اینکه یکی از ۵ بخش اصلی موزه تاریخ ایران بود خیلی خوشحال بودم ( چهار بخش دیگه شامل مصر، یونان، اسلام و اروپا بود ) ولی کم کم یه چیزایی دیدم که کلی اعصابمو خورد کرد. این مردیکه مدیر موزه از عربهای مفت خور جنوب خلیج فارس یه پول کلان گرفته بود تا اون نام جعلی رو روی نقشه های لوور قرار بده.
از بخش ایران که بگذریم در بخش اسلام اکثر آثار موزه مربوط به ایران بود. فقط ۲ یا ۳ تا کاسه بشقاب مربوط به مصر و سوریه بود و بقیه از دم همه مربوط به ایران بعد از اسلام بود (به قول یکی از استادان فرانسویم درخت اسلام ریشه اش عرب هست و تنهء اون از فرهنگ و تمدن ایران زمین به وجود اومده) خلاصه تو این بخش ۲۸ تا نقشه قرار گرفته بود که تو همشون برداشته بودن اون نام جعلی خلیج فارس رو کنار نام اصلی گذاشته بودن ، دیگر اینقدر بی حیا شدن که اول نام جعلی رو نوشتند و بعد نام اصلی!! ولی خوشا به غیرت ایرانی!! توی هر ۲۸ تا نقشه دوستان ایرانی با هر چی دم دستشون بوده از کلید گرفته تا سوهان ناخن ، تمام اون اسمهای جعلی رو پاک کردند. جالب اینه که جنس نقشه ها از فلز بود و من موندم چه جوری این دوستان با غیرت با وجود اون همه مامور و محافظ تونستن این کار رو انجام بدن( عکسی که از این نقشه گرفتم ) امسال که رفتم دیدم نقشه های موزه اصلاح شده و همه جا نوشته Golf Persique (اینم عکسش)
یه دفعه یکی از هم کلاسیام که عرب بود گفت امین شما با کشورهای خلیج مشکلی دارید، گفتم خلیج کجاست! گفت همین خلیج دیگه جنوب ایران، گفتم جنوب ایران یه خلیج داریم که اسمش خلیج فارس هست، منظورت اونه؟ گفت آره ولی ما بهش خلیج فارس نمیگیم! گفتم از این به بعد سعی کن بگی، چون اینو به هر خارجی بگی مسخرت میکنه، مثل اینه که شما به اقیانوس اطلس بگی اقیانوس یا به اورست بگی قله!!
بهش گفتم همه این آتیشها از گور اون مرتیکه فاسد، جمال عبدالناصر بلند میشه که واسه عربها کاسه داغ تر از آش شد و اسمی که به بلندای تاریخ قدمت داره رو خواسته تغییر بده ، ولی زهی خیال باطل! اون موقعی که اسلام داشت به تمام دنیا منتشر میشد تمام شماها فرهنگ خودتون رو کنار زدید و عرب شدید ولی ما ایرانیها فرهنگ اسلام رو با فرهنگ غنی خودمون پربار کردیم و تغییر که نکردیم هیچ، باعث رشد علمی اسلام شدیم.
حالا اینا به کنار ، یه چیزایی آدم اینجا میبینه که اعصابش به هم میریزه. تو فروشگاههای کتاب که میرم تو بخش کشورها یه عالمه پوستر و کتابهای نفیس در مورد تاریخ کشور ها هست ولی دریغ از یک نام ایران که با ۷۰۰۰ سال تاریخ بی مانندش این چنین محجور و مظلوم مونده!
آخه اون مراکشی که نصفش بیابونه یا اون اماراتی که تازه ۳۰ ساله برپا شده، باید این همه کتاب داشته باشه ولی ایران بی کتاب باشه! بدبختی اینه که در مورد جزایر سلیمان تو اقیانوس آرام هم کتاب موجوده ولی ایران نه !
نمیدونم چی بگم. از طرف دیگه میبینم تمام چیزهایی که اصلیت ایرانی دارند، به نام عرب ها یا ترک ها در اومده. جایی که بهترین محصولات خارجیش اینها باشن : خاویار آذربایجانی، زعفران اسپانیایی، خرمای رنگ پریده مراکشی، قلیان عربی، پسته آمریکایی، برنج پاکستانی، زولبیای بی طعم تونسی، خشکبار آمریکایی، نان لبنانی، فرش بی کیفیت چینی، خط نستعلیق عربی، کاشیکاری عربی و …
یه دوست الجزایری داشتم میگفت چرا شما با عرب ها بدین! گفتم چرا بد نباشیم ! این همه خیانت این همه نامردی این همه دزدی فرهنگی … چرا نباشیم، هر ملت دیگه ای جز مردم نجیب ایران بودن، عرب ها رو به چشم بر هم زدنی از صفحه تاریخ محو میکرد!
یک بار داشتم در مورد بیمارستان ابن سینای پاریس l’hôpital Avicenne باهاش صحبت میکردم ، گفت ابن سینای عرب رو میگی !! بهش گفتم زهر مار ( به فارسی گفتم ! ) ابن سینا ایرانیه. گفت جدی میگی گفتم آره یعنی چی، گفت آخه ما از بچگی خوندیم که عربه چون تمام کتاباش به عربی بوده!
گفتم دوست من، اگر شما در رشته خودت تبحر پیدا کنی و بخوای یه مقاله علمی در یک مجله بدی به چه زبانی میدی؟ گفت انگلیسی! گفتم چرا ؟ گفت آخه زبان بین اللمللی و علمی هست. گفتم خوب عزیز، زمان ابن سینا زبان علمی در دنیای اسلام ، عربی بوده و این دانشمند ایرانی اکثر کتابهاش رو به عربی نوشته ولی این دلیل نمیشه بهش بگی عرب! اگر اینجوری بود تو هم که به انگلیسی مقاله دادی یک انگلیسی هستی!!
کم کم دیدم فاجعه از این چیزا وسیع تره! خوارزمی، رازی، فارابی، حیان، بیرونی، خیام، بخاری،… همه اینا در دنیای خارج از ایران عرب به حساب میان!!!
چند وقت پیش ۲ تا آدم بیسواده عرب رو آورده بودن کانال ۲ فرانسه تا در مورد دانشمندان عرب صحبت کنن، آخ که دل آدم آتیش میگرفت وقتی میدید به راحتی آب خوردن دارن جلوی میلیونها بیننده فرانسوی زبان، تاریخ یک ملت رو به تاراج میبرند!!
